top of page

life زندگى

a tiger was laying in the corner of the room

i put my hands in the shelter of your hands

to touch it’s inner savage with you

ببرى گوشه اتاق لميده بود

دستانم را به پناه دستان تو دادم

تا كه وحشى درونش را با تو لمس كنم

10 views0 comments


bottom of page